الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
102
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
بدگويى كردن است و بعضى لعن را هم مصداقى از آن دانستهاند . « 1 » به يقين هيچ مؤمنى را نبايد سبّ و لعن كرد و دربارهء كافران و مخالفان حق نيز اصل بر ترك آن است ، چرا كه غالبا با دو اثر منفى همراه است : نخست اينكه چه بسا طرف مخالف ، مقابلهء به مثل كند و به مقدّسات توهين نمايد ، لذا در آيهء 108 سورهء انعام مىخوانيم : « « وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ » ؛ به ( معبود ) كسانى كه غير خدا را مىخوانند دشنام ندهيد مبادا آنها نيز از روى نادانى ( و ظلم ) خدا را دشنام دهند » . ديگر اينكه ممكن است اينگونه بدگوييها آنها را تحريك كند و به اصطلاح روى دندهء لج بيفتند و پافشارى آنها در كفر و ضلالت بيشتر گردد . ولى اين قاعده ؛ مانند هر قاعدهء كلى ديگر موارد استثنايى دارد . به همين دليل در نهج البلاغه يا عبارات ديگر معصومين عليهم السّلام گاه بدگوييهايى نسبت به مخالفان شده و در قرآن مجيد نيز لعن درباره گروههايى آمده است . در خطبهء 19 نهج البلاغه خوانديم كه امام عليه السّلام به اشعث بن قيس منافق كه سخنى توهينآميز و بىادبانه در برابر امام عليه السّلام گفت ، فرمود : « عليك لعنة اللّه و لعنة اللّاعنين حائك بن حائك منافق بن كافر ؛ لعنت خدا و لعنت همهء لعنت كنندگان بر تو باد اى بافندهء ( دروغ ) فرزند بافنده و اى منافق فرزند كافر » . نيز هنگامى كه مروان در جنگ جمل اسير شد و او را خدمت امام عليه السّلام آوردند ، امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام نزد پدر خود براى او شفاعت كردند و امام عليه السّلام او را آزاد ساخت . امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام عرض كردند : اى امير مؤمنان ! لازم است مروان با شما بيعت كند ؟ امام عليه السّلام فرمود : مگر بعد از قتل عثمان با من بيعت نكرد من نياز به بيعت او ندارم . دست او همچون دست يهودى است « إنّها كفّ
--> ( 1 ) . به مصباح المنير و لسان العرب مراجعه شود . مرحوم محقق خويى نيز در شرح خود بر نهج البلاغه اين معنا را در تفسير واژهء سبّ آورده است .